لغت
فنلاندی – تمرین افعال
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانها را بررسی میکند.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟