لغت
تايلندی – تمرین افعال
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.