لغت
افریکانس – تمرین افعال
گفتن
او به او یک راز میگوید.
قرار گذاشتن
دوست من امروز من را قرار گذاشت.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!