لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
تمرین کردن
او هر روز با اسکیتبورد خود تمرین میکند.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
آگاه بودن
کودک از جدال والدینش آگاه است.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.