لغت
تايلندی – تمرین افعال
شگفتزده شدن
وقتی خبر را دریافت کرد شگفتزده شد.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
حذف کردن
شما میتوانید شکر را در چای حذف کنید.
تحویل دادن
سگ من یک کبوتر به من تحویل داد.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
گپ زدن
دانشآموزان نباید در کلاس گپ بزنند.
گیر افتادن
او به طناب گیر افتاد.
برگشتن
او برای روبرو شدن با ما برگشت.