لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
گم شدن
من در راه گم شدم.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
بردن
تیم ما برد!
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!
منتشر کردن
ناشر کتابهای زیادی را منتشر کرده است.