لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.