لغت
لتونيايی – تمرین افعال
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
جستجو کردن
دزد در خانه جستجو میکند.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.