لغت
زبان چینی – تمرین افعال
گوش دادن
او به او گوش میدهد.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
به خانه رفتن
او بعد از کار به خانه میرود.
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
بالا آمدن
او دارد از پلهها بالا میآید.
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
خوش گذراندن
ما در پارک تفریحی خیلی خوش گذشت!
محافظت کردن
مادر از فرزند خود محافظت میکند.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.