لغت
افریکانس – تمرین افعال
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
مسئول بودن
دکتر مسئول درمان است.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
اتفاق افتادن
چگونه در این وضعیت قرار گرفتیم؟
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
طول کشیدن
طول کشید تا چمدان او بیاید.
پریدن
او به آب پرید.