لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما میرسد!
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
چشیدن
سرآشپز سوپ را چشیده است.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.