لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
پیشنهاد دادن
او پیشنهاد داد گلها را آب بدهد.
خواستن
او خسارت میخواهد.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.
کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.