لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال
برگشتن
سگ اسباببازی را برمیگرداند.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
بردن
تیم ما برد!
دفاع کردن
دو دوست همیشه میخواهند از یکدیگر دفاع کنند.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.