لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
پرسیدن
او راه را پرسید.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
باز زنگ زدن
لطفاً فردا به من باز زنگ بزنید.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.