لغت
فنلاندی – تمرین افعال
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
منتشر کردن
ناشر این مجلات را منتشر میکند.
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.