لغت
فنلاندی – تمرین افعال
گوش دادن
او به او گوش میدهد.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
برگشتن
بومرانگ برگشت.
سفارش دادن
او برای خودش صبحانه سفارش داد.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
مراقبت کردن
پسرمان از ماشین جدیدش خیلی خوب مراقبت میکند.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.