لغت
فنلاندی – تمرین افعال
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
آمدن
خوشحالم که آمدی!
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.