لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
ساختن
چه کسی زمین را ساخته است؟
آوردن
سگ توپ را از آب میآورد.
نگاه کردن
او به دره پایین نگاه میکند.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.
فرار کردن
بعضی بچهها از خانه فرار میکنند.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.