لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
ترجیح دادن
دختر ما کتاب نمیخواند؛ او تلفن خود را ترجیح میدهد.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.
ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.