لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
پوشاندن
لیلیهای آبی آب را میپوشانند.
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.
سوزاندن
آتش بخش زیادی از جنگل را خواهد سوزاند.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.