لغت
لتونيايی – تمرین افعال
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
اشتباه شدن
امروز همه چیز اشتباه میشود!
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.