لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
بیرون آمدن
چه چیزی از تخم بیرون میآید؟
سفر کردن
ما دوست داریم از اروپا سفر کنیم.