لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
confirm
She could confirm the good news to her husband.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
turn off
She turns off the electricity.
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
belong
My wife belongs to me.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
cancel
The flight is canceled.
لغو شدن
پرواز لغو شده است.
consume
This device measures how much we consume.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
be eliminated
Many positions will soon be eliminated in this company.
حذف شدن
بسیاری از مواقع به زودی در این شرکت حذف خواهند شد.
use
We use gas masks in the fire.
استفاده کردن
ما در آتش از ماسکهای گاز استفاده میکنیم.
tax
Companies are taxed in various ways.
مالیات زدن
شرکتها به روشهای مختلف مالیات زده میشوند.
let in front
Nobody wants to let him go ahead at the supermarket checkout.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
move in together
The two are planning to move in together soon.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
paint
He is painting the wall white.
نقاشی کردن
او دیوار را سفید نقاشی میکند.