لغت
یادگیری افعال – دانمارکی
kræve
Mit barnebarn kræver meget af mig.
خواستن
نوعه من از من زیاد میخواهد.
overnatte
Vi overnatter i bilen.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
løse
Detektiven løser sagen.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
opsummere
Du skal opsummere hovedpunkterne fra denne tekst.
خلاصه کردن
شما باید نکات کلیدی این متن را خلاصه کنید.
åbne
Kan du åbne denne dåse for mig?
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
ankomme
Han ankom lige til tiden.
رسیدن
او دقیقاً به موقع رسید.
samle op
Hun samler noget op fra jorden.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
bemærke
Hun bemærker nogen udenfor.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
afkode
Han afkoder det med småt med et forstørrelsesglas.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
vente
Vi skal stadig vente en måned.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
ende
Ruten ender her.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.