لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
make progress
Snails only make slow progress.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
change
The light changed to green.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
park
The bicycles are parked in front of the house.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
start
The hikers started early in the morning.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
depart
Our holiday guests departed yesterday.
رفتن
مهمانهای تعطیلات ما دیروز رفتند.
change
The car mechanic is changing the tires.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
call back
Please call me back tomorrow.
باز زنگ زدن
لطفاً فردا به من باز زنگ بزنید.
read
I can’t read without glasses.
خواندن
من بدون عینک نمیتوانم بخوانم.
understand
I finally understood the task!
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
call
The boy calls as loud as he can.
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
remove
The craftsman removed the old tiles.
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.