لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
wait
We still have to wait for a month.
انتظار کشیدن
ما هنوز باید یک ماه صبر کنیم.
send
The goods will be sent to me in a package.
فرستادن
کالاها به من در یک بسته فرستاده میشوند.
understand
I finally understood the task!
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
fight
The fire department fights the fire from the air.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
check
The dentist checks the patient’s dentition.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
buy
They want to buy a house.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
look up
What you don’t know, you have to look up.
جستجو کردن
آنچه را نمیدانی، باید جستجو کنی.
reduce
I definitely need to reduce my heating costs.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.
miss
He missed the chance for a goal.
از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.
let in
One should never let strangers in.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
start
The soldiers are starting.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.