لغت
یادگیری افعال – ليتوانيايی
vengti
Jis turi vengti riešutų.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
susitikti
Draugai susitiko prie bendro vakarienės stalo.
ملاقات کردن
دوستان برای شام مشترک ملاقات کردند.
sudaryti
Mes kartu sudarome gerą komandą.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
deginti
Tu neturėtum deginti pinigų.
سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
išrauti
Piktžoles reikia išrauti.
بیرون کشیدن
علفهای هرز باید بیرون کشیده شوند.
dirbti
Ji dirba geriau nei vyras.
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
pastebėti
Ji pastebi kažką lauke.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
pasiimti
Mes pasiėmėme Kalėdų eglutę.
با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.
degti
Židinyje dega ugnis.
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
atnaujinti
Tapytojas nori atnaujinti sienos spalvą.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
paaiškinti
Ji paaiškina jam, kaip veikia įrenginys.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.