لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
resolver
O detetive resolve o caso.
حل کردن
کارآگاه پرونده را حل کرده است.
seguir
Meu cachorro me segue quando eu corro.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
servir
O chef está nos servindo pessoalmente hoje.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
mudar-se
O vizinho está se mudando.
خارج شدن
همسایه خارج میشود.
receber
Ele recebeu um aumento de seu chefe.
دریافت کردن
او افزایش حقوق از رئیس خود دریافت کرد.
cancelar
O contrato foi cancelado.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
precisar
Você precisa de um macaco para trocar um pneu.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
conectar
Esta ponte conecta dois bairros.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
amar
Ela realmente ama seu cavalo.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
cantar
As crianças cantam uma música.
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
viver
Eles vivem em um apartamento compartilhado.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.