لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
rentrer
Il rentre chez lui après le travail.
به خانه رفتن
او بعد از کار به خانه میرود.
restreindre
Le commerce devrait-il être restreint?
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟
neiger
Il a beaucoup neigé aujourd’hui.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
manger
Que voulons-nous manger aujourd’hui?
خوردن
امروز چه میخواهیم بخوریم؟
recevoir
Je peux recevoir une connexion internet très rapide.
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
déménager
Mon neveu déménage.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
créer
Ils voulaient créer une photo amusante.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
abandonner
Ça suffit, nous abandonnons!
ترک کردن
کافی است، ما داریم ترک میکنیم!
discuter
Ils discutent entre eux.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
fonctionner
La moto est cassée; elle ne fonctionne plus.
کار کردن
موتورسیکلت خراب است؛ دیگر کار نمیکند.
partager
Nous devons apprendre à partager notre richesse.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.