لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
get drunk
He gets drunk almost every evening.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
carry away
The garbage truck carries away our garbage.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
park
The bicycles are parked in front of the house.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.
cover
She has covered the bread with cheese.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
paint
She has painted her hands.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
receive
He receives a good pension in old age.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.
renew
The painter wants to renew the wall color.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
walk
The group walked across a bridge.
قدم زدن
گروه از روی پل قدم زد.
get out
She gets out of the car.
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
sign
He signed the contract.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
like
The child likes the new toy.
دوست داشتن
کودک اسباببازی جدید را دوست دارد.