لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (UK)
turn
She turns the meat.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
miss
He missed the nail and injured himself.
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
cut up
For the salad, you have to cut up the cucumber.
قطعه قطعه کردن
برای سالاد، باید خیار را قطعه قطعه کنید.
accept
I can’t change that, I have to accept it.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
bring
The messenger brings a package.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
exist
Dinosaurs no longer exist today.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
emphasize
You can emphasize your eyes well with makeup.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
build
When was the Great Wall of China built?
ساخته شدن
دیوار چین کی ساخته شده است؟
punish
She punished her daughter.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.
paint
She has painted her hands.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
repeat
My parrot can repeat my name.
تکرار کردن
طوطی من میتواند نام من را تکرار کند.