لغت
یادگیری افعال – اسپانیایی
mudar
Los dos planean mudarse juntos pronto.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
persuadir
A menudo tiene que persuadir a su hija para que coma.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
repetir
Mi loro puede repetir mi nombre.
تکرار کردن
طوطی من میتواند نام من را تکرار کند.
atascarse
Él se quedó atascado en una cuerda.
گیر افتادن
او به طناب گیر افتاد.
llevar
La madre lleva a la hija de regreso a casa.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
cubrir
El niño se cubre.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
pintar
Quiero pintar mi apartamento.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
cambiar
Mucho ha cambiado debido al cambio climático.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
chatear
Ellos chatean entre sí.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
cubrir
Ella cubre su cara.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
quitar
El artesano quitó las baldosas viejas.
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.