لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
love
She really loves her horse.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
pass by
The two pass by each other.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.
jump around
The child is happily jumping around.
پریدن
کودک با شادی دارد میپرد.
repeat a year
The student has repeated a year.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
play
The child prefers to play alone.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.
stop
The policewoman stops the car.
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
delight
The goal delights the German soccer fans.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
guide
This device guides us the way.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.
respond
She responded with a question.
پاسخ دادن
او با یک سوال پاسخ داد.
think
You have to think a lot in chess.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
bring along
He always brings her flowers.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.