لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
increase
The population has increased significantly.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
provide
Beach chairs are provided for the vacationers.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
forget
She’s forgotten his name now.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
spread out
He spreads his arms wide.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
pay attention to
One must pay attention to traffic signs.
توجه کردن
باید به علایم راهنمایی ترافیک توجه کرد.
should
One should drink a lot of water.
باید
باید زیاد آب نوشید.
carry
They carry their children on their backs.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
agree
The neighbors couldn’t agree on the color.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
let in
It was snowing outside and we let them in.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
say goodbye
The woman says goodbye.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
get to know
Strange dogs want to get to know each other.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.