لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
feed
The kids are feeding the horse.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
transport
The truck transports the goods.
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
waste
Energy should not be wasted.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
discuss
The colleagues discuss the problem.
بحران کردن
همکاران مشکل را بحران میکنند.
count
She counts the coins.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
produce
One can produce more cheaply with robots.
تولید کردن
میتوان با رباتها ارزانتر تولید کرد.
get along
End your fight and finally get along!
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
taste
The head chef tastes the soup.
چشیدن
سرآشپز سوپ را چشیده است.
get to know
Strange dogs want to get to know each other.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.
promote
We need to promote alternatives to car traffic.
تبلیغ کردن
ما باید گزینههای جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.
prefer
Many children prefer candy to healthy things.
ترجیح دادن
بسیاری از کودکان به جای چیزهای سالم، شیرینیجات را ترجیح میدهند.