لغت
یادگیری افعال – عربی
يركب
الأطفال يحبون ركوب الدراجات أو السكوتر.
yarkab
al‘atfal yuhibuwn rukub aldaraajat ‘aw alsukutar.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
نشكل
نحن نشكل فريقًا جيدًا معًا.
nushakil
nahn nushakil fryqan jydan mean.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
عرض
يمكنني عرض تأشيرة في جواز سفري.
eard
yumkinuni eard tashirat fi jawaz sifiri.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
علقت
العجلة علقت في الطين.
ealaqat
aleajalat euliqat fi altiyni.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
تغفر
هي لا تستطيع أن تغفر له أبدًا على ذلك!
taghfir
hi la tastatie ‘an tughfir lah abdan ealaa dhalika!
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
يحصد
حصدنا الكثير من النبيذ.
yahsud
hasadna alkathir min alnabidhi.
برداشت کردن
ما مقدار زیادی میوه مرکبات برداشت کردیم.
بحث
اللص يبحث في المنزل.
bahath
allisu yabhath fi almanzili.
جستجو کردن
دزد در خانه جستجو میکند.
قوي
الجمباز يقوي العضلات.
qawiun
aljumbaz yuqawiy aleadalati.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
تعلن إفلاسها
الشركة ربما ستعلن إفلاسها قريبًا.
tuelin ‘iiflasuha
alsharikat rubama satuelin ‘iiflasaha qryban.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
استدار
يجب أن تدير السيارة هنا.
aistadar
yajib ‘an tudir alsayaarat huna.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
تدرب
الكلب يتدرب من قبلها.
tadarab
alkalb yatadarab min qiblaha.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.