لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
run slow
The clock is running a few minutes slow.
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار میکند.
touch
He touched her tenderly.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.
check
The dentist checks the patient’s dentition.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
cry
The child is crying in the bathtub.
گریه کردن
کودک در وان حمام گریه میکند.
forgive
She can never forgive him for that!
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
love
She loves her cat very much.
دوست داشتن
او گربهاش را خیلی دوست دارد.
persuade
She often has to persuade her daughter to eat.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
dare
They dared to jump out of the airplane.
جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.
go back
He can’t go back alone.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
quit
He quit his job.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
leave standing
Today many have to leave their cars standing.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.