لغت
یادگیری افعال – پرتغالی (BR)
conter
Peixe, queijo e leite contêm muita proteína.
دارا بودن
ماهی، پنیر و شیر زیادی پروتئین دارند.
esperar
Muitos esperam por um futuro melhor na Europa.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
descer
Ele desce os degraus.
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.
relatar
Ela relata o escândalo para sua amiga.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
consertar
Ele queria consertar o cabo.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
mudar-se
Nossos vizinhos estão se mudando.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
estar de pé
O alpinista está no pico.
ایستادن
کوهنوردی روی قله ایستاده است.
escrever
Ele está escrevendo uma carta.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
juntar-se
É bom quando duas pessoas se juntam.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
ouvir
Ela ouve e escuta um som.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
aceitar
Cartões de crédito são aceitos aqui.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.