لغت
یادگیری افعال – فرانسوی
compter
Elle compte les pièces.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
se tourner
Ils se tournent l’un vers l’autre.
پیچیدن به
آنها به یکدیگر پیچیدهاند.
entrer
Le navire entre dans le port.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
redoubler
L’étudiant a redoublé une année.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
éditer
L’éditeur édite ces magazines.
منتشر کردن
ناشر این مجلات را منتشر میکند.
renverser
Le taureau a renversé l’homme.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
changer
Beaucoup de choses ont changé à cause du changement climatique.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
remarquer
Elle remarque quelqu’un dehors.
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
découvrir
Les marins ont découvert une nouvelle terre.
کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.
vérifier
Le dentiste vérifie la dentition du patient.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
décider
Elle ne peut pas décider quels chaussures porter.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.