لغت
یادگیری افعال – سوئدی
förstöra
Tornadon förstör många hus.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
slösa
Energi bör inte slösas bort.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
gå i konkurs
Företaget kommer troligen att gå i konkurs snart.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
återvända
Boomerangen återvände.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
täcka
Hon täcker sitt hår.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
köpa
De vill köpa ett hus.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
sluta
Rutten slutar här.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
leverera
Vår dotter levererar tidningar under semestern.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
lyfta
Planet lyfte precis.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
koppla
Denna bro kopplar samman två stadsdelar.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
acceptera
Jag kan inte ändra det, jag måste acceptera det.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.