لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
divide
They divide the housework among themselves.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.
arrive
Many people arrive by camper van on vacation.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.
accept
Credit cards are accepted here.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.
talk badly
The classmates talk badly about her.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
imagine
She imagines something new every day.
تصور کردن
او هر روز چیزی جدید تصور میکند.
hit
The train hit the car.
زدن
قطار به ماشین زد.
touch
He touched her tenderly.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.
produce
One can produce more cheaply with robots.
تولید کردن
میتوان با رباتها ارزانتر تولید کرد.
show
She shows off the latest fashion.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.
give
The child is giving us a funny lesson.
دادن
کودک به ما یک درس خندهدار میدهد.
trade
People trade in used furniture.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.