لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
drink
She drinks tea.
نوشیدن
او چای مینوشد.
study
The girls like to study together.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
connect
This bridge connects two neighborhoods.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
come easy
Surfing comes easily to him.
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.
talk badly
The classmates talk badly about her.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
explore
The astronauts want to explore outer space.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
prefer
Our daughter doesn’t read books; she prefers her phone.
ترجیح دادن
دختر ما کتاب نمیخواند؛ او تلفن خود را ترجیح میدهد.
stand
She can’t stand the singing.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.
cancel
The contract has been canceled.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
help
Everyone helps set up the tent.
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.
hope for
I’m hoping for luck in the game.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.