لغت
یادگیری افعال – انگلیسی (US)
marry
Minors are not allowed to be married.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
move in together
The two are planning to move in together soon.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
leave
Tourists leave the beach at noon.
ترک کردن
گردشگران در ظهر ساحل را ترک میکنند.
come easy
Surfing comes easily to him.
آسان بودن
سواری بر موج برای او آسان است.
change
The light changed to green.
تغییر کردن
چراغ به سبز تغییر کرد.
ask
He asked for directions.
پرسیدن
او راه را پرسید.
receive
She received a very nice gift.
دریافت کردن
او هدیه بسیار خوبی دریافت کرد.
impress
That really impressed us!
تحت تاثیر قرار دادن
این واقعاً ما را تحت تاثیر قرار داد!
buy
They want to buy a house.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
trigger
The smoke triggered the alarm.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
must
He must get off here.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.