لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.
منتشر کردن
ناشر کتابهای زیادی را منتشر کرده است.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.