لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.
زدن
قطار به ماشین زد.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!
آویخته شدن
یخها از سقف آویخته شدهاند.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار میکند.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.