لغت
ويتنامی – تمرین افعال
دوست داشتن
کودک اسباببازی جدید را دوست دارد.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.