لغت
اسلونیایی – تمرین افعال
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.
کُشتن
مار موش را کُشت.
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.