لغت
فرانسوی – تمرین افعال
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
تصمیم گرفتن
او به مدل موی جدیدی تصمیم گرفته است.
ول کردن
شما نباید گریپ را ول کنید!
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
قرار گذاشتن
دوست من امروز من را قرار گذاشت.
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
بخشیدن
او هرگز نمیتواند به او برای این کار ببخشد!
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.