لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
شمردن
او سکهها را میشمارد.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
زنگ زدن
او فقط در وقت ناهار میتواند زنگ بزند.
فهمیدن
نمیتوان همه چیزها در مورد کامپیوترها را فهمید.
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.