لغت
اکراينی – تمرین افعال
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!
انجام شدن
مراسم تدفین روز پیش از دیروز انجام شد.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
کُشتن
مار موش را کُشت.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.